تبلیغات
معارف اسلامی

معارف اسلامی


فراخوان ها (فعالیت دبیران)

مهلت ارسال

1.      برگزاری مسابقه تجارب خلاقانه در انتقال یک محتوی (فیلم 5 تا 7 دقیقه) کلیپ (5 تا 7 دقیقه) تصویر یا نوشته از درس دوم دین و زندگی سال سوم (دین واحد و پیامبران متعدد)

30 آذر

2.      نقد و بررسی نگاه کلی در طراحی و تالیف کتابهای دینی درسالهای بعد از انقلاب

30 آبان

3.      پیشنهاد قالبها و چگونگی انتقال مفاهیم مورد نظر در تالیف کتابهای جدید

30 آبان

4.      نقد و تحلیل درس دوم پایه نهم (در پناه ایمان)

30 آذر



نوشته شده در جمعه 22 آبان 1394ساعت 11:22 ق.ظ توسط علی بخشی| نظرات ()

با آرزوی موفقیت و تسلیت به مناسبت فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی به اطلاع تمامی همکاران محترم می رساند کارگاه آموزشی (نقد و بررسی کتاب درسی) طبق برنامه زمانبندی در مورخه 94/08/03 روز یکشنبه ساعت 15/30 در مدرسه  " نمونه دولتی برهان 35 هکتاری" برگزار خواهد شد و شرکت کلیه همکاران الزامی است. ضمنا کتب درسی 2و3 را نیز همراه داشته باشید.

نوشته شده در چهارشنبه 29 مهر 1394ساعت 11:37 ق.ظ توسط علی بخشی| نظرات ()

آیا فرشتگان اختیار دارند؟



آنچه از قرآن مجید استفاده می شود این است که ملائکه موجوداتی بیرون از حس ودارای وجود و شعور و اراده مستقل هستند . این موجودات مستقل دارای ایمان بوده، اعمال ورفتارشان از سر شعور واراده تحقق می یابد.


خدای متعال در قرآن کریم می فرماید:

مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُۆْمَرُونَ (6 تحریمفرشتگانى كه هرگز خدا را در آنچه دستورشان مى‌‏دهد نافرمانى ننموده بلكه هر چه مى‌‏گوید عمل مى‌‏كنند.

دقت در آیه بالا دو نکته را روشن می کند:

1- فرشتگان دارای اراده و اختیار هستند. چون اگر این گونه نبودند، معنا نداشت به آن ها امر شود. و امر به موجودی تعلق می گیرد که اختیار داشته باشد. همچنان که اگر اختیار نداشتند، سخن از معصیت درباره آن ها نیز بی معنا می شد.

2- اراده آن ها بر خلاف نوع انسان، هرگز به گناه تعلق نمی گیرد. و همیشه مطابق دستور خدا عمل می کنند.

شاید راز اینکه فرشتگان گناه نمی کنند، در این باشد که آن ها دعوتی به سوی گناه ندارند که آن را پاسخ بگویند:

رُوِیَ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى رَكَّبَ الْعَقْلَ فِی الْمَلَائِكَةِ بِدُونِ الشَّهْوَةِ وَ رَكَّبَ الشَّهْوَةَ فِی الْبَهَائِمِ بِدُونِ الْعَقْلِ وَ رَكَّبَهُمَا جَمِیعاً فِی بَنِی آدَمَ ‏(مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار ص251امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: خداوند متعال عقل بدون شهوت را در فرشتگان قرار داد، و شهوت بدون عقل را در حیوانات، و عقل و شهوت را در انسان.

برای جواب مساله از نظر فلسفی نیز باید دقت کنیم که هر چقدر وجود به تجرد نزدیک تر باشد، از عقل و اراده بالاتری برخوردار است. و طبق فلسفه، فرشتگان مجرد محض هستند. در حالی که انسان اگر چه مجرد است اما در مقام فعل، وابسته به ماده شده و در نتیجه، اراده و اختیار فرشته با اولویت اثبات می شود.

درست است كه فرشتگان بر اساس متون اسلامى و آیات قرآن، نمی توانند برخلاف وظیفه ‏اى كه دارند اقدام كنند. بنابراین اختیار به معنای مصطلح در بین ما انسان‏ها، در آنها مطرح نیست؛ چون انسان مخیر است؛ یعنى، می ‏تواند انجام دهد و می ‏تواند انجام ندهد

آنچه از قرآن مجید استفاده می شود این است که ملائکه موجوداتی بیرون از حس ودارای وجود و شعور و اراده مستقل هستند . این موجودات مستقل دارای ایمان بوده، اعمال ورفتارشان از سر شعور واراده تحقق می یابد

ولی از طرفى جبر نیز به معناى سلب اختیار از موجودى است كه شأن اختیار را داشته باشد؛ مثلاً اگر انسانى را وادار كنند كه كارى را برخلاف میل خودش انجام دهد، او را مجبور ساخته ‏اند. بنابراین در فرشتگان جبر هم مطرح نیست.

البته براى اختیار معناى دیگرى نیز هست كه فرشتگان را هم شامل می ‏شود و آن این كه كارى را كه انجام می دهند، از روى میل و رغبت است؛ بدون آن كه از سوى عامل دیگرى تحت فشار قرار بگیرند. بنابراین تسبیح و تقدیس فرشتگان اختیارى است و آنچه را می كنند، در كمال میل و رغبت انجام می دهند.

شهید مطهری در مورد بعضی از ملائکه می‏گوید:"بعضی از ملائکه را در اخبار و احادیث، ملائکه ذمّی می‏گویند. موجوداتی هستند نامریی، اما شاید خیلی به انسان شبیهند، یعنی تکلیف می‏پذیرند، احیاناً تمرد می‏کنند. حقیقت این‏ها بر ما روشن نیست و لهذا در بعضی اخبار راجع به بعضی از ملائکه دارد که تمرّد کرد و بعد مغضوب واقع شد".(علیرضا رجالی تهرانی، فرشتگان، ص 122، به نقل از مرتضی مطهری، توحید، ص 342.)

 

مراتب فرشتگان

همه ملائکه در یک سطح و درجه نیستند، بلکه دارای مراتبی هستند. قرآن مجید می‌فرماید: و هیچ یک از ما نیست جز آن که مقام معلومی دارد.(صافات، 164)

بعضی از آنها مانند جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل، از ملائکه مقرب درگاه الهی هستند و درجات‌شان بسیار عالی است که حکما و فلاسفه از آنها به عنوان “رۆوس الملائکه”‌ تعبیر می‌کنند و بعضی دیگر در درجات پائین‌تری قرار دارند و هر یک وظیفه خاصی برعهده دارند. حضرت علی (علیه السلام) درجات و وظایف ملائکه را این گونه بیان می‌کند: “بعضی از آنها امین وحی پروردگار به سوی پیامبران هستند و برخی نگهبانان بندگان خدا و برخی دربان بهشت اویند."( نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 1)

اما روایاتی که درباره تخلف بعضی از ملائکه از فرمان الهی و احیانا تنبیه و مجازات آنها وارد شده است، نظیر روایت “فطرس”‌، چندان مسلم نیست و همه علمای اسلام چنین روایاتی را نپذیرفته‌اند. برخی از آنان معتقدند: جریان فطرس به اثبات نیاز دارد؛ زیرا فطرس واژه‌ای یونانی است و در دعای سوم شعبان هم فرشته خوانده نشده است. بلکه به این صورت آمده “و عاذ فطرس بمهده”‌؛ یعنی فطرس به گهواره امام حسین (علیه السلام) پناه برد. از سوی دیگر سند این دعا هم باید تحقیق شود و میزان اعتبارش بدست آید.( پرسش و پاسخ ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج 2، ص 88)

عده ای دیگر منکر معصیت فرشتگان و تنبیه آنها هستند و می گویند: روایت عصیان فطرس، با آیه شریفه: “عِبادٌ مُکْرَمُونَ(وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَدًا سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ”‌، انبیاء، 26, ؛ آنها گفتند: “خداوند رحمان فرزندی برای خود انتخاب کرده است”‌! او منزه است (از این عیب و نقص)؛ آنها [= فرشتگان‏] بندگان شایسته اویند.) و آیه: “آنها دستورات الهی را معصیت نمی کنند و آنچه را که امر شده اند انجام می دهند" ،( یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ نارًا وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُۆْمَرُونَ”‌؛ ای کسانی که ایمان آورده‏اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ هاست نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‏کنند و آنچه را فرمان داده شده‏اند (به طور کامل) اجرا می‏نمایند! ، تحریم، 6) منافات دارد.

بنابراین، در نگاه این گروه عصیان فرشتگان پذیرفته نیست.

از سوی دیگر علمای شیعه با فرض صحت چنین روایاتی، احتمالاتی را مطرح کرده اند:

1, بعضی از مفسران گفته‌اند: مجازات و تنبیه ملائکه در اثر “ترک اَولی”‌ بوده است، نه گناه و معصیت. منظور از ترک اولی، این است که آنها در اجرای دستورات الهی عملی را که دارای اولویت بیشتری بوده رها کرده‌اند و به سوی عمل کم اولویت رفته‌اند، یا انجام عمل را در وقتی و شرایطی که اولویت بیشتری داشته است، رها کرده و در شرایط و وقت دیگری به جا آورده‌اند و به همین جهت مجازات و تنبیه شده‌اند.( آیت الله مکارم، در پرسش و پاسخهای حضوری.)

2, عده ای برای حل مشکل عصیان و تنبیه فرشتگان، احتمال داده‌اند که این قبیل روایات مربوط به دسته‌ای از ملائکه باشد که شبیه به انسان هستند. می‌گوید: بعضی از ملائکه را در اخبار و احادیث “ملائکه زمینی”‌ می‌گویند، آنها موجوداتی هستند نامرئی، اما شاید خیلی به انسان شبیه‌اند؛ یعنی تکلیف می‌پذیرند و احیانا تمرد می‌کنند. حقیقت اینها بر ما روشن نیست…حتی در بعضی از اخبار آمده است که بعضی از ملائکه از عنصرهای این عالم آفریده شده اند.( مرتضی مطهری، توحید، ص 342)

همه ملائکه در یک سطح و درجه نیستند، بلکه دارای مراتبی هستند. قرآن مجید می‌فرماید: و هیچ یک از ما نیست جز آن که مقام معلومی دارد

3, بعضی هم معتقدند چنانچه درستی سند و فرشته بودن فطرس، هر دو اثبات شود، این امر با آیه “لا یَعْصُونَ اللّهَ”‌،( یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ نارًا وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُۆْمَرُونَ تحریم، 6,) منافاتی ندارد؛ زیرا فرشتگان یکسان نیستند. فرشتگان حامل عرش، حامل وحی و مقامی والا دارند: “وَ ما مِنّا إِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ." صافات، 164,) ( فرشتگان حامل وحی معصوم اند و تکامل هم ندارند. دلیلی نداریم که تمام فرشته‌ها از یک سنخ باشند و فرشته‌ای همانند انسان که دارای نفس مستکمله باشد، نداشته باشیم!. پس امکان دارد که فطرس از فرشتگان زمینی به شمار آید و با فرشتگان آسمانی یا اخروی تفاوت داشته باشد.( توصیه ها، پرسش ها و پاسخ ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج 2، ص 88-87)

با توجه به آنچه در کلام حضرت علی (علیه السلام) در توصیف و ویژگی های فرشتگان بیان شد، اگر این کلام را وصففرشته بما هو فرشته – گرفتیم و گفتیم حضرت در مقام بیان توصیف تمام فرشته‌ها هستند، در این صورت باید نازل ترین درجه فرشتگان هم دارای آن ویژگی‌ها باشند. لذا معصیت در حق آنها تصور ندارد، مگر به نحو ترک اولی و گناه منزلتی.(در این باره مقاله “پژوهشی در روایات فطرس ملک”‌ اثر محمد احسانی فر از ص 68 تا 80  از مجله علوم حدیث شماره 34 (سال نهم، شماره چهارم، زمستان 1383) را ببینید. ایشان در این مقاله سند روایات فطرس را معتبر می داند و آن را به معنای گناه منزلتی می داند و گناه منزلتی هم منافاتی با عصمت ندارد.) اما اگر گفتیم که حضرت در مقام بیان توصیف فرشتگان خاصی بوده است و شاهد ما روایات دیگر این باب است، باید به یکی از دو توجیهی که در بالا بدان اشاره شد، روی بیاوریم.

 

نتیجه:

چون فرشتگان موجوداتی غیر مادی هستند، شناخت و آگاهی دقیق از آنها، تنها از راه آیات و روایات ممکن است و به هر روایتی نیز نمی توان تمسک کرد. بلکه باید روایات از نظر سند و دلالت کاملا مورد اعتماد باشند و تا به چنین روایتی دست نیافتیم، مرجع ما تنها آیات قرآن است.

                                                                                                                                                   فرآوری: جعفری

بخش اعتقادات شیعه تبیان

 


نوشته شده در پنجشنبه 28 آذر 1392ساعت 07:31 ب.ظ توسط علی بخشی| نظرات ()
طبقه بندی: دینی 

آیامعنای آدم و انسان و بشر فرق می كنند؟

در پاسخ به مطالب ذیل توجه کنید :
1- سه واژه آدم و بشر و انسان در عین حال که تقریبا هم معنا هستند ولی تفاوت هایی نیز با هم دارند که با توضیحی در مورد هر کدام از این وازه ها این تفاوت ها روشن می شود .
2- آدَم كلمه‏اى است غیر عربى (دخیل) این كلمه 25 بار در قرآن بكار رفته، 17 دفعه «آدم» و 8 دفعه (بنى آدم) اكثریت نزدیك بتمام اهل لغت و تفسیر آنرا علم شخص گرفته و نام یك فرد گفته‏اند بعضى هم آن را مثل انسان و بشر نوع دانسته‏اند .
3- انسان: این كلمه 65 بار در قرآن مجید به كار رفته است، با مراجعه به موارد آن خواهیم دید كه از آن جسد ظاهرى و صورت ظاهرى مراد نیست چنانكه در بشر مراد است، بلكه باطن و نهاد و استعداد و انسانیت و عواطف او در نظر است، مثل «إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ» ابراهیم:43- «وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا» اسراء:11- «وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَیْ‏ءٍ جَدَلًا» كهف: 54- «لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‏» نجم: 39- «وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً» احقاف:51، در آیاتیكه راجع باوّل خلقت و عنوان آنها انسان است مثل «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ» حجر: 26 «خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ» نحل: 4، اگر در ما قبل و ما بعد آیات دقت شود خواهیم دید كه صورت ظاهر از آنها مراد نیست.
4- بشر: شك نیست كه بشر بمعنى انسان است ولی آدمى را نسبت به فضائل و كمالات و استعدادهایش انسان و نسبت به جسد و ظاهر بدن و شكل ظاهرش بشر می گویند.در مفردات گوید: بشره ظاهر پوست بدن و ادمه باطن آنست و بانسان از آنجهت بشر گفته‏اند كه پوستش از میان مو آشكار و نمودار است بر خلاف حیواناتى كه پشم و مو و كرك، پوست بدنشان را مستور كرده است قرآن در هر كجا كه از انسان جسد و شكل ظاهر مراد بوده لفظ بشر آورده است نحو «وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً» فرقان: 54، «إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ» ص 71 ... بنابر این فرموده «إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ» فصّلت 6 یعنى مردم از حیث بشریّت برابراند و فرقشان در كمالات و اعمال است.در قاموس بشر را انسان و ظاهر پوست بدن معنى كرده در اقرب الموارد گوید: بشره ظاهر پوست، جمع آن بشر است.نا گفته نماند كلمه‏ى بشر، 35 بار و كلمه‏ى «بشرین» یكبار در قرآن مجید بكار رفته و با مراجعه به المعجم المفهرس خواهیم دید كه شكل ظاهر و بدن حاضر از آن مراد است قطع نظر از فضائل و كمالات یك بار هم به معنى بشره‏ و ظاهر پوست بدن آمده نحو «لا تُبْقِی وَ لا تَذَرُ لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ» مدثّر: 29، نه باقى میگذارد و نه ترك میكند متغیّر كننده بشره‏هاست «بشر» در آیه‏ى شریفه چنان كه از اقرب الموارد نقل شده، جمع بشره است .


نوشته شده در دوشنبه 2 اردیبهشت 1392ساعت 07:07 ب.ظ توسط علی بخشی| نظرات ()
طبقه بندی: دینی 
برچسب ها: آدم انسان بشر

نمونه سوالات آزمون دوره فرهنگ و آداب پوشش و حجاب

(سوالات جنبه آشنایی است حتماً منابع را هم بخوانید)

1 - اگر انسانی عقلاً به پوشش نگاه کند ضرورت آن را چگونه می بیند؟الف - از نظر عقلی انسان برای دفع ضررهای بزرگ زیر بار ضررهای کوچک برود. مثال: زیر محدودیت و اذیت توری برای دفع اذیت پشه رفتن- استفاده از محدودیت چراغ قرمزبرای ضرر بزرگ تصادف - ننوشیدن الکل برای دفع ضرر مستی رفتن به مدرسه در کودکی و ایجاد  محدودیت در کنار والدین بودن  برای علم آموزی پوشش بدن و جلوگیری از تعرض، آزار و مزاحمت جنسی برای حیوانات شاخ مشکلاتی دارد ولی برای دفع خطرات خوب است. ب- از نظر آماری چون درصد و احتمال خطر زیاد است عقل حکم می کندهمه رعایت خطر را بکنند. مثل خاموش کردن سیگار توسط همه در پمپ بنزین- پوشیدن پالتو در زمستان برای سلامت توسط همه چون از نظر آماری رعایت پوشش و حجاب کامل توسط همه (مرد و زن) امکان آزار جنسی را کم می کند  عقلا آنرا تجویز می کنند. ج- ممکن است خود فرد بی احتیاط ویا بی حجاب آسیبی نبیند ولی آستانه تحریک و تحمل  افراد بیمار را پایین بیاورد و بیمار روحی به فرد بی گناه و دیگری  ضرر برساند.پس عقلاً همه باید پوشش را رعایت کنند. 2 -  تاریخ حجاب و پوشش در قرآن را بگویید. آدم و حوا وقتی متوجه عورات خود شدند خود را با برگهای بهشتی پوشاندند. در حالیکه هیچ توصیه و آموزشی از خدا یا کسی نشده بود. (نشان دهنده میل به پوشاندن و میل به ظاهر نکردن ناموس و حیا در فطرت انسان است.) سوره طه - سوره اعراف آیه 223 - چرا در جهان فعلی عریانی است؟ اگر همه امور فطری مورد غلفت قرار بگیرند و رویشان پرده بیفتد ما با این مسئله روبرو می شویم. 4 - فطرت ثانوی چیست؟ انسان فطرتاً حیا دارد و باید برای حفظ حیا در فضای مناسبی هم قرار بگیرد اگر فضا مناسب نباشد روی فطرت انسان پرده می افتد و گرایش فطری دیگری فعال می شود  که فطرت ثانوی است. 5 - ابعاد مختلف حیا و عفاف در قران را بگویید. آداب معاشرت مبتنی بر حیا و حجاب6 - بعد آداب معاشرت مبتنی بر حیا و حجاب را توضیح دهید. قرآن بطور جامع به آن پرداخته است.  وارد خانه های غیر، بدون اجازه و بی اعلام نشوید. - اگر به شما گفته شد برگردید، برگردید. ورود به خانه های غیر مسکونی (عمومی) اشکالی ندارد. ( هتل ها وبازارچه ها و پارک ها.....) سوره نور آیات 27 تا 29 7 - بچه های کوچک در چه زمان وارد اتاق خصوصی پدر و مادر نشوند؟ وقتی بچه ها کوچکند در سه زمان بدون اجازه وارد اتاق خصوصی پدر و مادر نشوند: الف - قبل از نماز صبح ب- بعد از نماز عشا ( شب و نصف شب ) ج- بعداز ظهرکه زن و مرد لباسشان به خاطر گرما کم کرده اند و استراحت می کنند.  سوره نور آیات 56 به بعد8 -  اگر طبق سوره نور بخواهیم بحث زنا و روابط نامشروع در جامعه تعطیل  یا کم شود باید چه کنیم؟ الف- محافظت از رفت و آمدها و روابط  ب- رعایت پوشش و حریم خود،  خانه و ناموس 9 -  آیات در مورد راه رفتن زنان (در مورد مردان اشاره ندارد)؟ سوره نور آیه 31: زنهای مومن پاهای خود را به زمین نکوبند تا زینت های مخفیشان دانسته نشود. سوره قصص آیه 26: (با حیا ورزی راه برود.( ( با استحیاء راه برود.)( در مورد حیاء زیاد) 10 - راه رفتن حیا ورزی چند حقیقت در آن است؟ دو حقیقت- زن قدرت را دارد که با ناز و ادا راه برود و از طریق راه رفتنش  تحریک کننده باشد. 11 - استحیاء چیست؟ هنگامی حیاء زن در برخورد با نامحرم زیاد است که آن را  شرم  زن در رفتار و راه رفتن  گویند.(حیاء ورزی و حیاء مندی) 12 - هنگامی که حیاء زن متوسط یا پایین است چه کند؟ در حیاء متوسط و پایین،خود را به حیاء زدن و وادار کردن خود به حیا (ریا در این حالت اشکال ندارد.) 13 - زینت های زن با توجه سوره نور آیه 31 باید چگونه باشد؟ زینت مخفی باشد و جوری رفتار کند که نمایان نشود و یا صدای آن شنیده نشود. و حتی بدن زن.(کفش های پاشنه بلند و...) 14 - در 30 و 31 سوره نور در مورد نگاه  چه مواردی آمده است؟ غَضِّ بَصَر: یعنی کاستن از نگاه - پایین انداختن چشم  و چشم پوشی (سر بزیر  بودن) نگاه  به حد اقل و ضرورت تقلیل پیدا کند- چشم دوختن به نامحرم تعطیل شود. تکرر و تعدد و خیره خیره  نگاه به نامحرم تعطیل شود. 15 -  نگاه به نامحرم باید چگونه باشد؟ در حد وجوب و ضرورت و کم اشکال ندارد. 16 - غَض صوت چیست؟ عربده نکشیدن و پایین آوردن صدا تا حد اقتضای ادب17 -  روایت در مورد نگاه: نگاه دو نامحرم به هم تیری است که شیطان رها می کند و به هدف می خورد. 18 - یکی از دروازه های قلب چیست؟ چشم: هم رازهایی را برملا می کند و هم انتقال می دهد. گفتار زن و مرد19-  حدود گفتار زن و مرد در قرآن چیست؟   در سوره احزاب آیه 53 ( به مردان): اصطلاح لا مُستانسینَ  لِحدیث :  با خانواده پیامبر است یناس گفتاری داشته باشید. ( با زنان پیامبر مشغول حرف زدن نشوید، انس نگیرید با گفتگو)  سوره احزاب آیه 32: سفارش به زنان پیغمبر: فلا تخضعن بالقول....و قُلنَ قَولاً معروفاً یعنی: خاضع نشوید به وسیله سخن گفتن ، به ناز (زنان) سخن مگویید.....نیکو، مطابق عرف شریعت بگویید.(نامطلوب و غلط تلقی نشود.) سوره بقره آیه 235: به مردان: در خواستگاری از زنی که در عده وفات است. وعده سری نگذارید مگر قول معروف (نیکو و مطابق عرف شریعت بگویید.) باشد. سوره نور آیه 27 L به مردان )  حتی نستانسوا(انس): تا آشنایی دهید، اجازه بگیرید. (در ورود به خانه های غیره) 20- در برخورد با نامحرم:نباید از احساسات و علایق خودمان با نامحرم صحبت نکنیم. زنان صدایتان را نرم نکنید. 21 - تاریخچه بحث پوشش در قرآن؟ پوشش حضرت آدم و حوا با برگ در بهشت (سوره طه - سوره اعراف آیه 22) - مسئله جِلباب در سوره احزاب آیه 59- مسئله پوشش در آیه 31 سوره نور(خِمار) 22-  حفظ فَرج در مردان و زنان در آیه 30 و 31 سوره نور؟ پوشاندن عورت که برخلاف آیات دیگر که منظور پاکدامنی است23- فروج در مورد زن؟ تمام بدن زن24- بدا: آشکار کردن 25- لایبدین: آشکار نکنند26- در این آیه چند بار کلمه آشکار نکنند آمده؟ دو بار= زن ها زینت شان را آشکار نکنند مگر آن قسمتی از زینت که خودبخود آشکار می شود. 27- موارد جوازآشکار کردن زینت؟ در برابر همسر- پدر - پدر همسر - پسران - پسران شوهران - برادران - پسران برادران - پسران خواهر - زنان مسلمان- کنیزان  و غلامان - افراد خنثی یا بچه ها28- زینت از نظر لغت؟ چیزی را از خودش زیباتر جلوه دادن29- سه معنی زینت از نظر مفسران؟ سه جور 1 - کل بدن زن  بجز وجه و کفین 2 - جای زینت: مثلاًزینت سر که گل سر است  روی مو است.زینت گردن که گردبند است   روی گردن است.زینت گوش که گوشواره است روی گوش است. زینت  دست دستبند- زینت پابند روی پا- کمربند زینت کمر- یعنی جای زینت پیدا نباشد. 3 - زینت کردن معمول بعلت علاقه زن به زینت30- موارد استثناء در نشان دادن جای زینت( دستان و لب) بدون لاک و رژ لب و انگشتر این مواضع پیدا باشد اشکال ندارد. 31- چه افرادی استثناء هستند؟ افراد چهارشانه - قدبلند - چاق.... که لازم نیست در پوشاندن اندام زیاد وسواس کنند. 32- مابین دو دستور لایبدین زینتهن در سوره نور چه آمده؟ خمر، خمار= مقنعه که می پوشاند.مقنعه هاشان را به گریبانشان (سینه هاشان)بزنند. 33- در آیه 30 و 31 سوره نور خدا به زنان مومن چه می فرماید؟ و به زنان مون بگو چشمهایشان را فرو بیفکنند و فروجشان را حفظ کنند. 34- حفظ فروج یا دامن و ناموس چند بخش دارد؟  پوشاندن ناموس یعنی مراقبت بر پاکدامن بودن و نقطه مقابل زنا   پوشش:پوشاندن عورت و حتی نباید بدون دلیل خودش هم عورتش را نگاه کند. یک انسان پاکدامن هرگز وارد حریم ارتباطات خطرناکی که منجر به زنا، لواط و...نمیشود. 35- بنا به نظر مفسران حفظ فرج در آیه 30 و 31 سوره نور چیست؟ پوشاندن دامن و نموس و فروج نه پاکدامنی ولی میشود هر دو را در بربگیرد. 36- صفات مومنان در آیات اول سوره مومنون و سوره معارج؟ در کنار 6 صفتی که آمده: حفظ فروج37- ارتباط با همسر غیر شرعی شامل چیست؟ خودارضایی(فقه اسلامی: استمناء)-ارتباط با همجنس(همجنس گرایی یا لواط)ارتباط با حیوانات و اشیاء-ارتباط با زن نامحرم-  زنا -اِتخاذ خِدن:معشوقه گیری و رفاقت جنسی38- حکم زنا در قرآن چیست؟ 100 تازیانه برای زن و مرد مجرد39- میزان پوشاندن در مرد چیست؟ پوشاندن عورت در مرد واجب و از زانو تا ناف مقدار مستحبش است. در زن بعد از حفظ فرج(کل بدن بغیر وجه  و کفین) مسئله آشکار نکردن زینت و خِمار مطرح است.
نوشته شده در پنجشنبه 3 اسفند 1391ساعت 09:14 ق.ظ توسط علی بخشی| نظرات ()
برچسب ها: ضمن خدمت فرهنگیان دوره آداب پوشش و حجاب

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin