تبلیغات
معارف اسلامی - آیا عقل برای رسیدن به سعادت كافی نیست؟

معارف اسلامی

 برای آگاهی بر حقایق هستی و استفاده از دیگر منابع شناخت، لازم است از عقل به طور کامل بهره گرفت و راهی غیر از آن نیست زیرا نیروی درک انسان است. اما اکتفا به عقل به عنوان تنها منبع شناخت به معنای محرومیت از دیگر منابع شناخت است چنان که اکتفا به قرآن تنها و یا روایات تنها هر کدام محرومیت از دیگر منابع است علاوه بر این که تجربه های مشهور بشری نیز نشان داده اکتفا به هر کدام و دوری از دیگر موجب ضایعات جبران ناپذیر و گاهی انحرافات آشکار شده است.

عقل بشر به هر اندازهای هم برسد قاصر است. در سعادت انسان چیزهایی لازم است که عقل بشر نمیرسد. عقل در عین حال که لازم است کافی نیست.  عقل نورافکن بسیار قوی و خوبی است، اما هرگز انسان با نورافکن به مقصد نمیرسد. انسان وقتی به مقصد میرسد که با یک دست نورافکن قوی داشته باشد و با یک دست دیگر آن صراط مستقیم را که نورافکن راهنمایی کرد تمسک کند. این عقل که چراغ است برای این است که راه را به انسان نشان بدهد. پس عقل چراغ است راه نیست.
صراط مستقیم وحی است و دین است، از طرف خدای سبحان می
آید.  چراغ برای این است که انسان راه را از چاه تشخیص بدهد. پس یک صراطی است و یک سراجی. اگر کسی چراغ نداشت راه را نمیبیند. اگر کسی چراغ داشت راه را میبیند. پس با چراغ به مقصد نمیرسد، با چراغ راه را میبیند. آن وقت خودِ این چراغ در برابر راه خاضع است. این که گفته شد «إِنَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً»(وسائلالشیعه، ج 15، ص 207) این است. عقل یک چراغ بسیار خوبی است که انسان با او راه را تشخیص میدهد. عقل هرگز راه نیست. خیلی از چیزهاست که عقل نمیداند و آن صراط مستقیم که مجموعه دین است، آن راه است که آن باید با عقل تشخیص داده بشود.عقل انسانی آن چه درک می کند کلیات مطالب است مانند لزوم شناخت خالق، ضرورت وجود انبیاء، ضرورت وجود هدایت، و همین طور قبح و زشتی ظلم یا خوبی عدالت، ولی جزئیات را نمی تواند به طور کامل درک کند.با توجه به نکات پیش گفته اولا باید گفت که هرگز عقل نمی تواند انسان را از دین بی نیاز کند چرا که انسان در بخش عقائد و احکام (عبادت، معاملات، حدود، سیاسات و ... ) و اخلاق نیاز به هزاران مسئله دارد که هرگز عقل جزئیات آن را مطابق با واقع و موافق باسعادت دنیا و آخرت نمی تواند درک کند، مثلا در باب نماز فوقش عقل اصل ضرورت وجود عبادت را درک می کند و اما هزاران مسئله که در باب حج و معاملات و سیاسات و همین طور در باب اخلاق اصل ضرورت آن را درک می کند ولی خیلی از مصداق های آن را باید شرع بیان کند.

یکی از فلسفه های اساسی بعثت پیامبران دین است که نارسایی های عقل را جبران کند و آن جا که شاهباز اندیشه قدرت پرواز ندارد از طریق وحی انسان ها را هدایت کنند و آن چه را برای عقل درک پذیر نیست به بشر بنمایانند و او را از ضلالت و گمراهی نجات دهند. لذا آن چه شرع می آورد اگر مطابق عقل باشد، حکم او را تأکید می کند و اگر مسائلی باشد که عقل قبل از شرع و دین آن را درک نکرده است باعث ارشاد و هدایت عقل می شود پس شرع و عقل با هم هماهنگ و توأمند و در شرع حكمی كه واقعاً مخالف فطرت باشد وجود ندارد. به همین جهت است كه انسان برای قبول هر چیزی به دنبال دلیل می‌رود كه وجدان و ارتكازش را قانع سازد و زمانی كه با دلیل حقیقتی روشن شد می‌پذیرد. تا این جا؛ ‌یعنی شناخت جهان و پدیده‌های آن،‌ قوانین حاکم بر هستی و احكام شرع در حیطه و توان عقل است كه درباره ی آنها تفكر و داوری كند، اما در شناخت ذات خداوند و حقیقت آن، ‌كارآیی عقل محدود است و توان شناخت آن را ندارد.

لذا خدای سبحان فرمود انسان گرچه از فطرت برخوردار است- ما او را به فجور و تقوای خود آگاه کردیم- اما این فجور و تقوا یعنی سرمایههای اولیه او. گرچه ما به او عقل دادیم، اما عقل یک نورافکن بسیار خوبی است، ولی عقل که راه نیست. لذا انسان با داشتن عقل با همه ترقیات علمی، مقدورش نیست که راه دین را تشخیص بدهد. فرمود «وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ»(البقره 151) اصلا شما- خطاب به بشریت است- شما آن نیستید که یاد بگیرید. هر چه هم علم ترقی بکند، جای دین را نمیگیرد.
این اصل کلی را در سوره مبارکه نساء مشخص کرد. فرمود عقل در عین حال که محترم است، هرگز جای شرع و دین را نمی
گیرد. آیه صد و شصت و پنج سوره نساء بعد از این که فرمود ما سلسله انبیاء را فرستادیم «وَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْکَ وَ کَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَکْلیماً، رُسُلًا مُّبَشرِّینَ وَ مُنذِرِینَ»(النساء 164 و 165) که این هدف رسالت عامه است، مخصوص به یک پیغمبر نیست، آنگاه فرمود «لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلىَ اللَّهِ حُجَّةُ بَعْدَ الرُّسُلِ»(النساء 165)، خوب اگر عقل کافی بود،  خدا حجت بر مردم داشت، قبل از رسل هم حجت داشت. اگر عقل کافی بود برای اتمام حجت، خدا نمیفرمود ما انبیاء را فرستادیم تا مردم حجت نداشته باشند،  مردم که عقل دارند.
اگر چنانچه عقل کافی بود، خدا نمی
فرمود ما برای اتمام حجت انبیاء فرستادیم. برای اتمام حجت همان عقل کافی بود. معلوم میشود عقل کار وحی را نمیکند، هر چه هم ترقی کند. لذا فرمود ما چرا «رُسُلًا مُّبَشرِّینَ وَ مُنذِرِینَ» فرستادیم؟ برای اینکه مردم حجت نداشته باشند.  «لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلىَ اللَّهِ حُجَّةُ بَعْدَ الرُّسُلِ» معلوم میشود قبل از رسل مردم میتوانند احتجاج کنند، بگویند خدایا! «لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَیْنا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آیاتِکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزىٰ»(طٰه 134) اگر انبیاء نمیآمدند انسانها در قیامت احتجاج میکردند، میگفتند چرا پیغمبر نفرستادی که ما به ذلت نیفتیم «لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَیْنا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آیاتِکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزىٰ». معلوم میشود عقل برای اتمام حجت کافی نیست، این نیمی از حجت است. بعد از اینکه فرمود عقل به تنهایی در عین حال که ضروری و لازم است، کافی نیست و بعد از اینکه فرمود انبیاء چیزی نشان و یاد شما میدهند که شما از پیش خود یاد نمیگیرید، آنگاه نمونه
هایی از این ذکر کرد.
مثلا در جریان جهاد و دفاع، سوره بقره آیه دویست و شانزدهم فرمود «
کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» این گوشهای از آن کبریٰ کلی است. فرمود جنگ و جهاد علیه کفر سخت است و شما شاید نپذیرید این سختی را، اما نمیدانید که برای شما خوب است. انسان نمیداند که جهاد برایش خوب است. اینها چیزی است که عقل نمیفهمد. لذا دنیای منهای دین وقتی فشار آوردند، صلح را مثل جنگ میپذیرند. هم آن را تحمیلی، هم این را تحمیلی میپذیرند. این دین است که میگوید این جهاد برای شما خوب است، ننگ را تحمل نکنید. فرمود شما نمیدانید. این چیزها را وحی به انسان میگوید. نمونههای آن کبریٰ کلی را در این گونه از مسائل میگوید. میفرماید به اینکه «وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» در موارد دیگر مشابه این را ذکر میکند.


نوشته شده در پنجشنبه 22 تیر 1391ساعت 11:47 ق.ظ توسط علی بخشی| نظرات ()
طبقه بندی: دینی 
برچسب ها: كارایی عقل عقل شرع

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin