تبلیغات
معارف اسلامی - انتقاد و انتقادپذیری در روایات

معارف اسلامی

نقد و انتقاد در لغت به معنی ارزیابی، بررسی، شناسایی نمودن، زیر و رو کردن، عیب­ها را نمایاندن و پنهان­ها را رو کردن است.[1]

و در اصطلاح، وارسی و بررسی نوشتار، گفتار یا رفتاری برای شناسایی و شناساندن زیبایی و زشتی، بایستگی و نبایستگی، بودها و نبودها و درستی و نادرستی آنها است.[3]
هدف اصلی یک منتقد از نقد همان هدفی است که یک پزشک در معاینه بیمار دنبال می کند.[4]

مفهوم نصیحت

یکی از واژه هایی که به معنای انتقاد سالم است؛ نصیحت (خیرخواهی) می باشد که از واژه های پر کاربرد قرآنی و روایی است.
نَصح به معنای خالص شدن و خالص کردن؛ و نُصح به معنای خلوص و بی ‏غل و غش بودن است.
بنابراین ناصح، کلام و عمل خود را از هر ناخالصی پاک نموده و انگیزه‏ای جز خیرخواهی ندارد و همچنین بدون هیچ گونه غرض شخصی، و صرفاً برای منافع و مصالح فرد یا جمع، اقدام می کند.

عیب جویی و انتقاد

در روایات بسیاری، از عیب جویی و سرزنش مؤمن، به شدت نهی شده است.
امیر مؤمنان علی(علیه السلام) می فرمایند:
"... آن کس که جز به حساب نفس خویش پردازد، خود را در تاریکی ها، سرگردان و در هلاکت افکنده است و شیاطین، او را به سرکشی و طغیان می کشانند و رفتار زشت او را در دیده اش زیبا می نمایانند."[5]

علی رغم اینکه انتقاد در ردّیابی عیوب و ابراز آن به صاحب عیب، مشابه با عیب جویی است، اما منشأ عیب جویی، حسادت و انتقام جویی و خودخواهی و خباثت نفس است، ولی خاستگاه انتقاد، نوع دوستی و عواطف انسانی و تعهّد ایمانی است. و همچنین هدفی که عیب جو از این کار خود تعقیب می کند، آزاردهی و تخریب شخصیت و در هم شکستن طرف مقابل خویش است، در حالی که غرضِ انتقادگر، اصلاح و زدودن عیوب و رو به کمال بردن شخص مورد انتقاد است.

اهمیت و ضرورت انتقاد و انتقاد پذیری

در آموزه های دینی، به مقوله نقد و نقدپذیری، اهمیت فراوان داده شده است. واژه های؛ نصیحت، تذکر، موعظه، استماع قول، اتّباع احسن، تواصی به حق، دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر، هر یک به گونه ای، اهمیت و جایگاه نقد و نقدپذیری را بیان می کنند.

امام سجاد(علیه السلام) در حدیثی زیان بی توجهی به انتقاد سازنده را این گونه گوشزد می کند:
"چه بسا اشخاصی که از بس خوبی شان را گفتند و مدح شان نمودند، فریب خوردند [و فاسد شدند] و چه بسا افرادی که چون از عیب شان چشم پوشی شد [و مورد انتقاد قرار نگرفتند]، مغرور شدند."[9]

امام صادق(علیه السلام) در مقام معرفی بهترین دوستان، چنین گفته است:
"بهترین دوستان در نزد من کسانی اند که عیوب و نواقص من را به من هدیه دهند."[10]
هر چند امام(علیه السلام) از مقام عصمت برخوردار بوده و هرگز نقص و عیبی در وجود و گفتار و کردار او راه ندارد، اما بهترین دوستان خود را کسی معرفی می کند که اگر عیب و نقصی از آن حضرت به نظرش می رسد، بدون ملاحظه، آن را به او گوشزد کند، کمترین فایده این کار آن است که سوء تفاهم پیش آمده را می توان در فضایی صمیمی و دوستانه رفع کرد.
امام علی(علیه السلام) فرمودند:
"کسی که عیب و کاستیهای تو را پنهان کند [و به منظور اصلاح، آنها را به تو تذکر ندهد] دشمن
توست.
"[11]
امام موسی بن جعفر(علیه السلام) درباره برنامه ریزی زندگی مومنان و جایگاه انتقاد و انتقاد پذیری می­فرمایند:
"... و بخشی را برای رفت و آمد با برادران دینی مورد اعتمادی که از عیب هایتان باخبرند و بی خدعه و نیرنگ آنها را به شما گوشزد می کنند، ویژه سازید."[12]

روحیه‏ی انتقاد پذیری

در این که تمام اقشار جامعه به نقد و انتقاد سالم و سازنده نیازمندند؛ تردیدی نیست، اما این، نیمی از کار است، نیم دیگر که در واقع کامل کننده‏ کار است،نقد پذیری و به کار بستن انتقاد ناقدان است.امام علی(علیه السلام) می‏فرمایند:
"بزرگ‏ترین توفیق‏ها پذیرش نصیحت (قبول کردن و عمل کردن آن) است."[13]
"کسی که اهل پذیرش سخن حق و اصلاح است، از تباهی نجات می‏یابد و از رسوایی در امان می‏ماند."[14]
"هر که با نصیحت مخالفت کند، هلاک گردد."[15]

مقصود از روحیه ی نقدپذیری، ظرفیت شنیدن هر نقدی است که متوجه انسان شود، خواه این نقد حق باشد و خواه باطل [و خواه از ناحیه دوست باشد و یا دشمن]. اما گفتنی است این ظرفیت به معنای قبول همه نقدها نیست.[16] رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) فرمودند:
"حق را از هر کوچک و بزرگی که برای تو می آورد بپذیر، اگر چه او دشمن تو باشد."[17]

آثار انتقاد و انتقادپذیری


1- کمک به افراد و مدیران و کارگزاران جهت برطرف ساختن عیوب: در این زمینه، امام علی(علیه السلام) می­فرمایند:
"کسی که تو را راهنمایی و ارشاد می کند؛ دلسوز توست، به تو خوبی می کند، به عواقب کار تو می اندیشد و کاستی هایت را جبران می نماید، بنابراین، اطاعت از او موجب هدایت توست و مخالفت با او مایه تباهی و زیانت."[19]
2- اصلاح جامعه: با انتقاد سازنده و سالم است که عیوب افراد و مدیران و کارگزاران، شناسایی و رفع و دفع شده و همین امر است که اصلاح، تکامل و پیشرفت جامعه را به بار می­آورد.
3- نقد آینه ای است که ما را به خودمان نشان می دهد؛ ملا محسن فیض کاشانی در شرح این حدیث که رسول اکرم(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) فرمودند: "المومن مرآة المومن؛ مومن آینه مومن است" می­گوید: همان گونه که با ایستادن در برابر آینه به عیبهای آشکار صورت خود پی می بریم، برادر مومن ما نیز آینه ای است که عیبهای ما را نشان می دهد؛ عیبهایی که به تنهایی نمی توانیم آن ها را ببینیم.[20] بنابراین می­توان نقد را آینه­ای دانست که ما را به خودمان نشان می­دهد و همچنین از نگرش مردم نسبت به خودمان باخبر می سازد.
4- ایجاد محبت و دوستی: امیر المومنین علی(علیه السلام) فرمودند:
"خیرخواهی و ارشاد، محبت و دوستی به بار می آورد."[21]
اگر چه انتقاد در ابتدا شاید موجب تلخی و تندی شود اما تلخی نخستین آن با دستآوردهای شیرین آن از میان می رود. توجه به انتقاد وارد و بجا، منجر به رفع عیوب و محبت و دوستی می گردد. و در صورت وارد نبودن انتقاد و توجیه کردن شخص، باعث از بین رفتن ذهنیت اشتباه و ایجاد محبت و دوستی می گردد.
یا حق

منبع:
http://asemane-aabi.blogfa.com/post-172.aspx

پی نوشت :
[1] معطوف، لویس، المنجد؛ج 2، ص 1990
[3] شریفی، احمد حسین؛آیین زندگی، ص 82 – 84
[4] پزشک اگر جویای عیب و علت "بیمار" خویش است ، عیب جویی اش باید از روی علاقه مندی و نیک اندیشی و به قصد خیر و خدمت باشد
[5] نهج البلاغه، خطبه 157
[9] مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، ج 75، ص 139
[10] حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعه، ج 8، ص 413
[11] آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج 5، ص 253، ح 8211
[12] حرانی، تحف العقول،ص 748
[13] محمدی ری شهری،میزان الحکمه، ج 12، ص220، ح 20230
[14] آمدی، پیشین، ص 277، ح 8344
[15] همان، ص 153، ح 7743
[16] اسلامی، سید حسن؛ اخلاق نقد، ص 115 - 116
[17] کلانتری، علی اکبر؛ پیشین، ص 255
[19] محمدی ری شهری، پیشین، ص 215، ح 20201
[20] فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج 3، ص 334
[21] آمدی، پیشین، ج 1، ص 212، ح 844 
 

و اگر بخواهم شما را اندرز دهم در صورتى كه خدا بخواهد شما را بیراه گذارد اندرز من شما را سودى نمى‏بخشد او پروردگار شماست و به سوى او باز گردانیده مى‏شوید (هود - ۳۴)
پیامهاى پروردگارم را به شما مى‏رسانم و اندرزتان مى‏دهم و چیزهایى از خدا مى‏دانم كه [شما] نمى‏دانید (اعراف - ۶۲)
پس [صالح] از ایشان روى برتافت و گفت اى قوم من به راستى من پیام پروردگارم را به شما رساندم و خیر شما را خواستم ولى شما [خیرخواهان و نصیحتگران] را دوست نمى‏دارید (اعراف - ۷۹)
پس [شعیب] از ایشان روى برتافت و گفت اى قوم من به راستى كه پیامهاى پروردگارم را به شما رسانیدم و پندتان دادم دیگر چگونه بر گروهى كه كافرند دریغ بخورم (اعراف - ۹۳)


کلمه نصیحت و مشتقات آن 6 بار در قرآن آمده (لینک جستجو در سایت پارس قرآن)که 3 مرتبه آن در سوره اعراف است. و در اکثر موارد نیز نصیحت کننده، پیامبری بوده که قوم خود را نصیحت می کند. مانند هود، شعیب و نوح(علیه السلام). و در اکثر موارد انسانهای دنیا پرست به نصایح پیامبران شان توجهی نمی کردند.

البته بسیاری از نقدها را نمی توان،نصیحت دانست. چون هدف خود نقد کننده نیز، فقط تخریب است. ولی کسی که لسانش، لسان نصیحت باشد، کاملا مشخص است و از همان جملات ابتدایش پیداست که چه قصدی دارد. البته من نمی توانم ناصحان حال حاضر را با پیامبران مقایسه کنم. ولی می توانم آدمها را با همان آدمهای زمان پیامبران قیاس نمایم. به هرحال و به قول قرآن کسانی که نصحیت بزرگی را نشنیدن ضرر کردند. هر چه باشد نقد و نصیحت و پند و انداز اگر فایده ای برای آدم نداشته باشد (که صد البته دارد) ضرر هم نخواهد داشت.

به قول حضرت موسی که گفت:
رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی
و به قول حافظ که:
چنگ خمیده قامت، می خواندت به عشرت
بشو که پند پیران، هیچش زیان نباشد.



یکی از شرایط عقلی که باید برای یک منتقد وجود داشته باشه : عدم تعصب هست . 


انسان نباید عصبیت داشته باشه اما باید نسبت به حق و کلام حق و خدا و محبوبین خدا غیرت داشته باشه و غیور بودن و غیرت داشتن برای حق از صفات خود خدا و رسول خدا و اولیا خداست و باید غیرت مندانه از حق دفاع کنه 


همین غیرت نسبت به کلام الله و معصومین هم گاهی باعث عدم درک صحیح اون میشه .
البته من غیرت در مقابل دیگران رو صحیح می دونم . برای اینکه حفظ بشه . 
اما حق ماندنی است و باطل نابود شدنی .
اما منتقد در هنگام اندیشیدن و مباحثه به نوعی در مقام قضاوت هم هست . 
و قاضی باید عادل باشه . 


یک نکته : 

اصولا دفاع از آزادی مطلق و افسار گسیخته معنایی جز مخالفت با آزادی ندارد . 
یعنی آزادی مطلق تزی است که آنتی تز خود را در درون خود دارد . 
آزادی مطلق امری خود ستیز و خود متناقض است . 
اخلاق حاکم بر آزادی است . 
آزادی در صورتی عاقلانه و در نتیجه ثمر بخش خواهد بود که در چهارچوبه ی اخلاق باشد و حرمت و مرز های اخلاق را نگه دارد . 
بنابراین هرچند رواج گفتگو های علمی و آزادی در طرح اندیشه می تواند به عنوان یکی از نشانه ها و علایم برجسته ی رشد و پویایی علمی یک جامعه تلقی شود اما هرگز نمی توان به صرف طرح گسترده ی نظریات علمی و رواج بازار نقد و نقادی در جامعه تلقی شود .
اما هرگز نمیتوان به صرف طرح گسترده ی نظریات علمی و رواج بازار نقد و نقادی سلامت علمی جامعه را نتیجه گرفت . 
اینها را زمانی میتوان نوید بخش و مبارک تلقی کرد که :

اولا:
موضوعات مورد گفتگو موضوعاتی مفید و ثمر بخش باشند 
ثانیا:
گفتگو ها و مباحثات علمی نیز در فضایی مناسب و به شیوه ای سالم و با مراعات همه ی اصول معرفتی و اخلاقی انجام گیرند. 
فقدان شرط اول بحث ها را تبدیل به مناقشات بیحاصل و بی ثمر میکند و فقدان شرط دوم علاوه بر این امر مفاسد و مشکلات اجتماعی به بار می آورد. نقد و انتقاد به معنای « ارزیابی منصفانه ی یک چیز » است .

نقد در اصطلاح " وارسی و بررسی نوشتار (گفتار یا رفتاری) برای شناسایی و شناساندن زیبایی و زشتی بایستگی و نبایستگی بود ها و نبود ها و درستی و نادرستی آن است " 
هدف اصلی یک منتقد از نقد همان هدفی است که یک پزشک در معاینه بیمار دنبال می کند .
" پزشک اگر جویای عیب و علت « بیمار » خویش است ، عیب جویی اش باید از روی علاقه مندی و نیک اندیشی و به قصد خیر و خدمت باشد " .
نقد اندیشه ها و گفتار ها و کردار های نادرست یک فرد یا گروه خدمت به خود آن فرد یا گروه است .



شرایط اخلاقی نقد :

• فهم سخن و تبحر در موضوع :
امام علی (علیه السلام) در نامه ی خود به امام حسن (علیه السلام) چنین می فرماید :
"پس اگر دانستن چیزی ... بر تو دشوار گردد آن دشواری را از نادانی خود به حساب آر ! چه تو نخست که آفریده شدی نادان بودی سپس دانا گردیدی . وچه بسیار آنچه نمی دانی و در حکم آن سرگردانی، و بینشت در آن راه نمی یابد سپس آن را نیک می بینی و می دانی ."
نقد کردن بدون فهمیدن و رد کردن بدون درک کردن ، نشانه ی گستاخی جاهلانه و حق نا شناسی نقاد است . 
داشتن تبحر و مهارت کافی در موضوع مورد نقد یکی از شرایط اخلاقی نقد است .

• کنار نهادن حب و بغض (کینه ، دشمنی) : 
تاثیر حب و بغض تا آنجا است که میتواند هنر را عیب و عیب را هنر جلوه دهد . 
کسی که به قصد مچگیری به نقد یک اندیشه یا رفتار می پردازد قطعا از درک حقیقت آن عاجز خواهد بود. 
کسی که با نگاه عاشقانه یا با نگاه مغرضانه و مبغضانه به مسئله ای می نگرد به سختی می تواند همه ی ابعاد و جنبه های آن را به درستی درک کرده و سره یا ناسره ی آن را تشخیص دهد . اصولا برای چنین کسی درک مسئله موضوعیت ندارد بلکه مسائل دیگری است که او را به نقد وا داشته است .

• پرهیز از نقد متقابل : 
بسیاری از نویسندگان در پاسخ نقد های یک ناقد ، بدون آن که به پاسخگویی نقد ها بپردازند به بررسی آثار ناقد و مطالعه ی سرگذشت و تاریخچه ی ناقد پرداخته و می کوشند تا به گونه ای از لابلای اندیشه ها و اعمال خودش بی عملیها و نادرستی هایی را استخراج کنند و به رخ ناقد بکشند . 
همین است که موجب هراس از نقد شده است . 
عمل نکردن ناقد به سخنان خودش دلیل بی اعتباری و نادرستی نقد او نمی شود . تنها ثمره و پیامد نقد متقابل محروم کردن خود از هدایتها و نصایح دیگران است .

• نقد انگیخته به جای انگیزه : 
به گفته بنگر نه به گوینده : 
کسی که مورد نقد قرار می گیرد به جای پرداختن به پاسخ های ناقد به کالبد شکافی نیت و انگیزه او اقدام می کند . 
انگیزه خوانی یکی از مغالطاتی است که در بسیاری از گفتگوها و مشاجرات سیاسی و اجتماعی و حتی علمی رواج دارد .
" میتوان منشا این مغالطه را این تصور خطا دانست که امکان ندارد یک عقیده ی صحیح و مستدل از سوی شخصی ارائه شود که دارای موقعیت مناسب علمی ، اجتماعی و ... نیست یا انگیزه های غیر مقبولی دارد " 
امیر مومنان (علیه السلام) : 
حکمت گمشده ی مومن است . پس آن را فراگیر هرچند از منافقان باشد .
 

• تفکیک اندیشه و رفتار از فرد : 
هرگز نباید نقد ناقد رابه معنای درافتادن با شخص صاحب اندیشه یا رفتار تلقی کرد . 
کسی که یک اندیشه را نقد می کند یا ناراستی های یک رفتار را نشان می دهد می خواهد بیزاری خود را از ناراستی و نادرستی اعلام کند ونه از فردی که مورد نقد قرار گرفته است .

• لزوم بردباری و نقدپذیری : 
« هرگز نیکی و بدی یکسان نیست . بدی را با نیکی دفع کن ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است ، گویی دوستی گرم و صمیمی است . » ( فصلت (41) 34 )

• پرهیز از برچسب زدن : 
برچسبهایی از قبیل "ارتجاعی" ، "قشری" ، "غربی" ، "غربزده" ، "علم زده" ، "لیبرال" ، "فاشیست" ، "مستبد" ، "انحصارطلب" ، "ملی گرا" ، "کهنه گرا" ، "ارسطوئی" ، "پوپری" ، "قرون وسطایی" و امثال آن که اغلب به منظور تحقیر منتقد یا شخص و گروه مورد انتقاد صورت می گیرد کرارا از سوی افراد مختلف در نقد دیگران ویا در پاسخ به نقد ها به کار میرود .
چنین برچسب هایی حتی اگر درست هم باشند ، هرگز خللی در بیان های منطقی یک اندیشه ایجاد نمی کنند . قرون وسطایی بودن یک اندیشه هرگز مستلزم نادرستی یا درستی آن نیست . همانطور که نو بودن یک فکر مستلزم درستی یا نادرستی آن نیست .

• آغاز کردن از خود : 
«ای کسانی که ایمان آورده اید چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید ؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی کنید . » ( صف (61) 3-2 )

پیامبر اکرم ص : 
" خوشا به حال کسی که عیوب خودش او را از عیب گویی دیگران باز داشته است "

اگر ما واقعا به قصد اصلاح و رفع نقایص به نقد اندیشه ها یا رفتار های دیگران می پردازیم بهتر است از خود شروع کنیم و پیش از هر کس دیگری به اصلاح و نقد خود بپردازیم .


(منبع : آیین زندگی اخلاق کاربردی به قلم احمد حسین شریفی) 




مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin