تبلیغات
معارف اسلامی - تفاوت معجزه و سحر وجادو و کرامت و علمی بودن معجزه

معارف اسلامی

آیا معجزه یک قانون علمی است؟

 

برای پاسخ به پرسش فوق به دو بُعد رابطه معجزه با قانون می‌پردازیم.

الف. معجزه و قانون علمی:

با صرف نظر از اینکه در فلسفه علم در جهان امروز قانون علمی داریم یا نه، قانون علمی دو ویژگی اساسی دارد:

اول آنکه «Low» قانون قاعده‌ای قابل تکرار است. دوم آنکه برگرفته از تجربه است از این رو علم تجربی به شمار می‌آید.

معجزه قانونمند است اما قانون علمی (به معنای علم تجربی) نیست. یعنی معجزه با قوانین علوم تجربی یک وجه مشترک دارد که قانونمندی است اما چند تفاوت اساسی با آنها دارد:

1. معجزه توسط انسان‌های دیگر قابل تکرار نیست و اصلاً معجزه بودن معجزه به آن است که دیگران از آوردن مثل آن عاجز باشند، اما قانون علمی تجربه‌ای قابل تکرار است.

2. منشأ معجزه الهی است در حالی که قانون علمی از تجربه انسانی اخذ می‌شود.

3. معجزه کاری بر خلاف قانون طبیعی عادی است هر چند که خود تابع قانون علیت است و نفی علت نمی‌کند. (همانطور که در ادامه می‌آید) اما قانون علمی بر طبق روند عادی طبیعت است.

ب. معجزه و قانون علیت:

در اینجا لازم است نخست معجزه را مفهوم‌شناسی کنیم سپس عناصر اصلی آن و رابطه آن با مقولات دیگر مثل علیت، کرامت و سحر روشن شود.

ماهیت معجزه و تفاوت آن با امور خارق العاده دیگر

مقدمه: (تاریخچه)

در طول تاریخ همیشه بشر با اعمال خارق العاده‏ای روبرو میشده، که از برخی انسانها هویدا شده است.

این اعمال خارق العاده همیشه اعجاب و تحسین بشر را بر انگیخته و گاه موجب ایمان او به کسی یا چیزی و یا بی ایمانی او شده است.

پیامبران الهی از این اعمال خارق العاده به عنوان آیه و معجزه یاد میکردند و دیگران را به مبارزه برای آوردن مثل آن (تحدّی) دعوت میکردند و آن را شاهد صدق نبوت خویش میشمردند. امّا در مقابل این مردان حق طلب، کسانی بودند که اعمال خارق العاده‏ای انجام میدادند که سحر نامیده میشد. و گاهی امر بر مردم مشتبه میگشت که کدامیک حق است. و لذا مخالفان ادیان الهی به پیامبران تهمت سحر میزدند.

تاریخ دقیقی از اولین معجزه در دست نیست امّا میدانیم که پیامبران الهی معمولاً معجزه داشته‏اند به طوری که مردم از هر پیامبر جدیدی معجزه میطلبیدند.

امّا آیا براستی ماهیت معجزه چیست؟ و چه تفاوتی با کرامت و سحر دارد؟ پاسخ به این پرسشها موضوع این نوشتار است.

معجزه (آیه، بیّنه، برهان) عبارت است از چیزی (کار - سخن - شیء) که این ویژگیها و عناصر را داشته باشد:

الف: خارق عادت باشد. یعنی قوانین عادی طبیعت را نقض کند.

البته معجزه به معنی انجام محال عقلی نیست بلکه ارتکاب محال عادی است و نیز معجزه به معنی شکستن قانون علیت نیست چرا که تحت قانون علیت عام است و فقط علت آن امری غیر مادی است.

ب: از مدعی منصب الهی و پس از ادعای آن واقع شود.

پس اگر چیز خارق عادت قبل از ادعای نبوت واقع شده باشد نمیتواند دلیل ادعای نبوت باشد. و نیز اگر کار خارق عادت بدون ادعای منصبی از مناصب الهی واقع شود کرامت خوانده میشود و معجزه اصطلاحی نیست.

پ: همراه با تحّدی و مبارزه طلبی باشد؛ یعنی دیگران را دعوت کند که مثل آن را بیاورند.

ت: مغلوب واقع نشود و دیگران نیز از آوردن مثل آن عاجز باشند.

یعنی مثل سحر و اعمال مرتاضان و... نباشد که تحت تأثیر اراده قویتر نقض میشود. و یا از بین میرود.

ث: برای اثبات اموری باشد که غیر ممکن نباشد.

پس معجزه نمیتواند برای اثبات محال عقلی (مثل ادعای خدائی) یا محال نقلی (مثل ادعای نبوت بعد پیامبر اسلام(ص)) باشد.

ج: از امور شر نباشد که موجب ضرر به دیگران شود چون با هدف معجزه (هدایت) سازگار نیست.

چ: معجزه گواه صدق مدعی باشد.

یعنی آنچه که ادعا شده همان واقع شود. برای مثال اگر ادعا کرده، کور را شفا میدهد به جای آن کر شفا پیدا نکند و نیز آن معجزه، آورنده خود را تکذیب نکند. مثلا به سخن آید و بگوید این مدعی دروغگو است.

به عبارت دیگر در معجزه سه حیثیت و جهت وجود دارد:

اول: جهت معجزه‏گر است (که باید مدعی منصب الهی و تحدّی کننده و... باشد و هدف او هم اثبات امر محالی نباشد.)

دوم: جهت خود معجزه است. (که باید خارق عادت بوده و گواه صدق ادعا باشد و از امور شرّ هم نباشد.)

سوم: جهت مردمی که برای آنها معجزه صورت میگیرد (که باید از آوردن مثل آن معجزه ناتوان باشند.)

تفاوت‏های معجزه با خوارق عادات دیگر:

معجزه یک عمل خارق عادت است و مثل بقیه اعمال خارق عادت علتی برتر از علل طبیعی دارد. که علامه طباطبائی از آن تعبیر به «اراده» میکرد. حال بر ماست که تفاوت معجزه را با خوارق عادات دیگر مثل سحر، کرامت و... بیان کنیم:

الف: تفاوت معجزه با سحر و اعمال مرتاضان:

قرآن کریم به سحر و جادو اشاره کرده است. (بقره/ 102 و طه/ 66). و این عمل خارق العاده که در شریعت اسلام حرام شمرده شده است117 و در قوانین اسلامی، ساحر محکوم به اعدام میشود. تفاوت‏های اساسی سحر با معجزه عبارتند از:

1. معجزه قابل تعلیم و تعلّم نیست بلکه عنایتی الهی و باذن خداست. امّا سحر قابل تعلیم و تعلّم است. یعنی انسان میتواند نزد استاد فرا گیرد و به دیگران بیاموزد. در قرآن کریم نیز اشاره‏ای به قابل تعلیم بودن سحر شده است «یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ».118

2. معجزه سببی غیر مغلوب دارد چون متکی به قدرت نامحدود خداست یعنی امری نامحدود و حق است که کسی بر آن مسلط نمیشود و باطل نمیگردد.

امّا سحر و ساحر مراتبی دارند و هر جادوئی با جادوی برتر مغلوب میشود و باطل میگردد. یعنی امری محدود و باطل است. چون متکی بر قدرت محدود انسان است. علامه طباطبائی (ره) تفاوت اصلی سحر و معجزه را همین مطلب می‌داند.119

3. معجزه همراه با تحّدی (مبارزه طلبی) است یعنی معجزه‏گر دیگران را دعوت میکند که مثل آن معجزه را بیاورند. و همینکه نتوانند مثل آن معجزه را بیاورند و عاجز شوند دلیل حقانیت آن معجزه و معجزه‏گر است.

قرآن کریم نیز به عنوان یک معجزه این مبارزه‏طلبی را در موارد متعددی اعلام میکند.120

4. معجزه میتواند ماهیت چیزی را عوض کند امّا سحر ماهیت چیزی را عوض نمیکند (قلب ماهیت نمیکند) یعنی جادوگر، شعبده‏باز و... با مهارت در قوه بینائی یا خیال افراد تصرف میکنند و چیزی را بر خلاف واقعیت آن نمایش میدهند. برای مثال کاغذی را تبدیل به اسکناس درشت میکنند. و پس از ساعاتی همان کاغذ اصلی در دست شماست. قرآن کریم نیز به خیالی بودن سحر اشاره کرده است.121 امّا در معجزه اینگونه نیست مثلاً اگر انسانی مسخ شد واقعاً تغییر ماهیت میدهد و کاذب نیست.

5. سحر ممکن است به دیگران ضرر بزند و اختلاف بین زن و شوهر بیندازد همانطور که قرآن کریم نیز به این مطلب اشاره‏ای دارد.122 و لذا علامه طباطبائی(ره) در مورد سحر و کهانت و... تعبیر «شرور» را بکار میبرد.123 امّا معجزه خیر است و برای هدایت بشر است و اگر ضرر برای دیگران داشته باشد، نقض غرض میشود و خلاف حکمت الهی است و لذا معجزه موجب ضرر به دیگران نیست.

6. معجزه قابل تکرار نیست چون اختیار آوردن آن بدست انسان نیست بلکه باذن خدا است. امّا سحر قابل تکرار است چون این ساحر است که تصمیم میگیرد آن عمل انجام شود یا نشود.

7. تفاوت در هدف: معجزه هدفی عالی و تربیتی دارد یعنی هدف آن اصلاح جامعه و عقاید مردم است.

امّا سحر و ساحران معمولاً اهداف بی ارزش و دنیائی دارند. و گاهی بی هدف هستند.124

8. تفاوت در پدیده آورنده: حالات و صفات پدید آورندگان معجزه و سحر متفاوت است.

معجزه‏گران انبیاء الهی هستند که دارای صفات عالی انسانی مثل پاکدامنی، حق طلبی و پارسائی هستند و برای پول و ثروت و مقام و منافع شخصی کار نمیکنند. بلکه هدف آنها هدایت مردم و اصلاح جامعه است.

امّا ساحران افرادی منحرف و اغفال‏گر و سودجو هستند. که هرگز روی رستگاری نمیبینند (وَلاَ یُفْلِحُ السَّاحِرُونَ).125 - 126

تذکر: همین تفاوت‏ها غالباً در مورد تفاوت معجزه با اعمال مرتاضان نیز صادق است.

مرتاضان با نوعی ورزش جسمی - روحی توانایی انجام کارهای خارق عادت را پیدا میکنند که در آن موارد نیز اراده شخص مرتاض همراه با اسباب غیر عادی در کار است.127

ب: تفاوت معجزه و کرامت:

معجزه و کرامت هر دو عمل خارق العاده است که متکی بر نیروی ماوراء طبیعی است. امّا چند تفاوت دارند:

1. معجزه همراه با تحدّی (مبارزه طلبی) است امّا کرامت اینگونه نیست. از این رو کراماتی که از اولیاء الهی صادر میشود. مثل شفا دادن بیماران توسط امام رضا (ع) همراه با تحدّی نیست.

2. معجزه همراه با ادعای نبوت یا منصبی الهی است امّا کرامات اینگونه نیست و صاحب کرامت ممکن است هیچ گونه ادعائی نداشته باشد.

3. کرامات از اولیاء الهی صادر میشود چه پیامبر یا امام باشند یا نباشند. امّا معجزه از کسی صادر میشود که منصبی الهی (نبوت یا امامت) داشته باشد.

تذکر: البته معجزه و کرامت هر دو از امور خارق العاده الهی شمرده میشود که قابل تعلیم و تعلّم نیست و تحت تأثیر نیروی قویتری واقع نمیشود و مخصوص بندگان خاص خداست.128 پس انسان‏هایی که پیامبر یا امام نیستند هم میتوانند اعمال خارق عادت داشته باشند که به آنها کرامت میگوییم.

قرآن کریم به دو نمونه از این کرامات اشاره کرده که مورد استدلال متکلمان و مفسران نیز واقع شده است. یکی کرامات حضرت مریم(س) (مریم/ 16 به بعد) و دوم داستان آصف و آوردن تخت بلقیس برای سلیمان (نمل/ 38 - 40).129

تناسب معجزه با زمان:

پیامبران الهی وقتی به سوی ملتی مبعوث میشدند شرایط زمانی و مکانی و سطح علمی مردم را در نظر میگرفتند و مطالبی در خور فهم آنان میآورند و بیان میکردند. حتی معجزات انبیاء متناسب با علوم پیشرفته زمان خودشان بود. تا فرزانگان مردم زودتر و بهتر معجزات آنان را درک کنند و ایمان آورند.

یعنی هر پیامبری با خارق عادتی، از نوع پیشرفته‏ترین علوم زمان خویش مجهز بوده است تا ارتباط او با عالم ماوراء طبیعت روشن‏تر گردد. و دانشمندان عصر در برابر آن خضوع کرده و به حقانیت آن اعتراف کنند.

در حدیثی آمده که از امام رضا(ع) پرسیدند: که چرا هر پیامبری نوعی از معجزات داشته است. حضرت فرمودند:

«در عصر موسی سحر غالب بود و موسی (ع) عملی انجام داد که همه ساحران در برابر آن عاجز ماندند در زمان مسیح و محیط دعوت او پزشکان مهارت فوق العاده‏ای در معالجه بیماران داشتند، عیسی با درمان بیماران غیر قابل علاج، بدون استفاده از وسایل مادی، حقانیت خود را به ثبوت رساند.

و در عصر پیامبر اسلام (ص) غالب بر اهل زمان ادبیات (خطبه‏ها، کلام و شعر) بود. و پیامبر(ص) از طرف خدا مواعظ و حکمت‏هائی آورد که سخنان آنان را باطل کرد و حجت بر آنها تمام شد.»130

البته معنای این حدیث این نیست که قرآن کریم فقط از جهت فصاحت و بلاغت معجزه است بلکه از آنجا که معجزه‏ای جاویدان و برای همه زمان و مکان‏ها و مردم تا قیامت است. ابعاد اعجاز قرآن متنوع است و برای هر مردمی جنبه‏ای از اعجاز آن تبلور مییابد و درخشش دارد
http://www.porsojoo.com/fa/bank/23912

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی



مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin