تبلیغات
معارف اسلامی - مشهور اما غلط در مورد حضرت یوسف (ع)

معارف اسلامی


مشهور اما غلط در مورد حضرت یوسف (ع) 

بعضی از مشهورات که از عنوان منابع اسلامی مطرح میشود با توجه به استنادات قرآنی غلط است من جمله به چاه انداختن حضرت یوسف(ع)وگریه کردن حضرت یعقوب (ع) و...

چند نمونه از مشهورات غلط:

1- حضرت یوسف (ع) را به چاه نیانداختن بلکه ایشان را در مخفی گاه چاه قرار دادند.

با توجه به آیه ی 9و 10 سوره یوسف برای برادران یوسف سه نظریه مطرح شد:

1- یوسف را بکشند.

2- اورا در سرزمین دوری رها کنند.

3- یوسف را نکشند بلکه او را در نهانخانه چاه قرار دهند.

که نظریه سوم را عملی می کنند پس آنچه نقل میشود یا دربعضی از تفاسیر نوشته شده که یوسف را به چاه انداختن غلط است چون اولا کلمه القوا به معنای رها کردن است نه انداختن چنانچه در آیه 7 سوره قصص نیز می فرماید: فالقیه فی الیم یعنی فرزند(حضرت موسی) را در آب رها کن(البته در صندوقچه ای).

ثانیا کلمه لا تقتلوه به معنای نکشید با اتداختن منافات دارد(چون انداختن در چاه مساوی با مرگ است).

ثالثا در آیه 15در همین سوره می فرماید: واجمعوا ان یجعلوه ... یعنی جمع شدند تا قرار دهند اورا در مخفی گاه چاه.

2- حضرت یعقوب (ع)در دوری یوسف گریه نکردند بلکه طبق آیه 84 اندوه خود رافرو می خورد تا آنکه چشمش از اندوه سفید ونابینا شد ودر آخر آیه 84می فرماید: فهو کظیم یعنی او غم خود را می خورد وخویشتن داری می کرد و طبق آیه 18 حضرت یعقوب می گوید: فصبر جمیل (صبر زیبا است )استفاده می شود صبر برازنده شخصیتی همچون حضرت یعقوب (ع)است و با گریه و زاری منافات دارد و عنوان گریه برای برادران حضرت یوسف(ع)است و آن هم گریه ی دروغین است(آیه 16)و اندوه حضرت یعقوب (ع)بیشتر برای گمراهی و بد خلقی پسرانش بود.

3- اینکه گفته اند حضرت یوسف (ع) در مقابل پدرش از اسب پیاده نشد و به همین دلیل دیگر از نسل یوسف پیامبر نیامد نیز غلط است چون اولا با توجه به مجموعه آیات و بیان شخصیت معنوی حضرت یوسف (ع)که از مقربان درگاه خداوند و از مخلصین می باشد ، احترام نگذاشتن به والدین با هویت شخصیتی یوسف منافات دارد.ثانیا آیات 99 و 100 دلالت بر احترام و تکریم پدر و مادر از جانب حضرت یوسف(ع) را دارد. حالا یک عده شایع کنند که ایشان کبر و غرور کرد، آن هم مقابل والدین، به دور از عقل، وحی و انصاف است.

ثالثا بی احترامی حضرت یوسف (ع)در قرآن ذکر نشده. 

خداوند متعال در بیان عصمت وی می‌فرماید هر گونه بدی و ناپاکی از او دور شده بود و وی را از بندگان مخلَص خود بر می‌شمارد که مقام «مخلَص»، بسیار رفیع‌تر از مقام«مخلِص» است.

در مورد نسل نبوت باید به چند نکته توجه داشت: اول آن که خداوند متعال فرمود این خداوند است که بهتر از هر کس می‌داند رسالتش را کجا قرار دهد: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَه‏ - الأنعام، 124». دوم آن که خداوند متعال به حضرت ابراهیم علیه‌السلام وعده داد که نبوت در نسلش ادامه یابد و البته فرمود عهد من به ظالمین نمی‌رسد، یعنی نبوت در میان نسل تو فقط به افراد صالح می‌رسد. و حضرت ابراهیم علیه‌السلام نیز دو پسر به نام اسماعیل و اسحاق داشت که نبوت در نسل هر دو ادامه یافت تا در نسل اسحاق به حضرات موسی و عیسی (ع) ختم شد و در نسل اسماعیل به حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله ختم گردید. پس این وعده فقط به حضرت ابراهیم (ع) بود که تحقق یافت و نه به همه‌ی انبیا. سوم فرمود اگر فرزندی در نسل تو صلاحیت نبوت نداشت، به او نمی‌رسد، نه این که اگر به نسلی نرسید دال بر عدم صلاحیت یا معصیت شخص نبی باشد. پس اگر نبوت به نسل حضرت یوسف (ع) نرسید، دلیل نیست که ایراد و اشکالی در او باشد و یا شخص او مرتکب خطا یا ترک اولی و ... شده باشد. او که خودش به این مقام رسید و از بندگان مخلص شد و اگر کبر و غروری در او دیده می‌شد، خودش از نبوت عزل می‌شد، نه این که خودش مورد تفقد و اکرام الهی قرار گیرد و از نسلش قطع شود.

لذا خطا یا گناه تراشیدن برای این پیامبر گرانقدر خداوند متعال خود خطا و گناهی بس بزرگ است.

4- حضرت یوسف(ع)از نظر حضرت یعقوب (ع)گم گشته نبود بلکه با توجه به آیه 18،83،86،87 و 96 حضرت یعقوب (ع)می دانست که حضرت یوسف(ع) زنده است و حتی کجاست ولی به خاطر تربیت فرزندانش به روی خود نمی آورد.

5-در هیچ کجای قرآن اسمی از زلیخا برده نشده بلکه از کلمه امراه به معنای زن استفاده کرده ،تنها نام یک زن در قرآن آمده و آن نام حضرت مریم(ع) است.

 

 

 


نوشته شده در سه شنبه 25 مهر 1391ساعت 11:30 ب.ظ توسط علی بخشی| نظرات ()
طبقه بندی: ائمه و انبیاء 
برچسب ها: حضرت یوسف (ع نسل یوسف

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin