تبلیغات
معارف اسلامی - خلاصه ای از كتاب نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر" از متفكر شهید مرتضی مطهری 2

معارف اسلامی

شیخ محمد عبده

پس از سید جمال ، شیخ محمد عبده ، دومین شخصیتی است كه نامش به عنوان مصلح در جهان تسنن خصوصا جهان عرب ، برده می شود . او شاگرد و مرید سید بود . او هم در پی وحدت دنیای اسلام بود و با تعصبات فرقه ای میانه خوشی نداشت ولی

 دو اختلاف نظر هم با سید داشت :

یكی اینكه سید ، انقلابی فكر می كرد و عبده ، طرفدار اصلاح تدریجی بود .

دیگر اینكه سید ، مبارزه با استبداد و استعمار را در راس برنامه های خود قرار داده و معتقد بود كه اول باید ریشه ام الفساد را كند و دور انداخت ولی عبده – لااقل در اواخر عمر و بعد از جدا شدن از سید در پاریس و بازگشت به مصر – معتقد بود كه آموزش و تربیت دینی جامعه ، بر آموزش و پرورش سیاسی آنها و بر هر حركت سیاسی تقدم دارد .

شیخ عبدالرحمان كواكبی

سومین قهرمان اصلاح در جهان سنی عرب بود كه با استبداد تركان عثمانی حاكم بر سوریه مبارزه كرد . مثل سید جمال ، آگاهی سیاسی را برای مسلمانان لازم می دانست و معتقد بود رژیم سیاسی حتی اگر مشروطه باشد ، به تنهایی تمی تواند جلوی استبداد را بگیرد بلكه شعور و آگاهی سیاسی و اجتماعی مردم و نظارت آنها بر كار حاكم لازم است . او نیز به همبستگی دین و سیاست ، سخت پایبند بود و مخصوصا دین اسلام را یك دین سیاسی می دانست و معتقد بود كه توحید اسلام ، اگر درست فهمیده شود و مردم ، مفهوم حقیقی كلمه توحید ( لا اله الا الله ) را درك كنند ، به استوارترین سنگرهای ضداستبدادی دست می یابند .

در بخش بعدی بحث ، شهید مطهری سوالی مطرح می كند : علت افول اندیشه اصلاح در جهان عرب ( پس از سید جمال ، عبده و كواكبی ) و انحرافات پیش آمده ، چه بود ؟ در پاسخ هم او اعتقاد دارد كه گرایش شدید مدعیان اصلاح ، به وهابیگری و گرفتاری در دایره تنگ اندیشه های محدود این مسلك و "سلفی گری" تا حد پیروی از ابن تیمیه حنبلی ، علت اصلی بود . در حقیقت ، بازگشت به اسلام نخستین را به صورت بازگشت به حنبلی گری – كه قشری ترین مذاهب اسلامی است – تفسیر كردند .

اقبال لاهوری

مزیت های اقبال را شهید مطهری برمی شمارد :

شناخت فرهنگ غرب ، اعتقاد به اینكه فرهنگ غرب فاقد ایدئولوژی جامع انسانی است ، برخورداری از شخصیتی معنویت گرا و شاعری كه شعرش را در خدمت اهداف اسلامی قرار داد ، او گرچه سنی مذهب بود ولی به اهل بیت ارادتی خاص داشت . او همچنین دغدغه ای همانند عبده داشت ؛ یعنی حل مشكلات مسلمانان بدون زیر پا گذاشتن احكام و اصول دین .

او فلسفه ای هم به نام " فلسفه خودی " داشت . او معتقد بود كه شرق اسلامی ، هویت واقعی اش را كه هویت اسلامی است از دست داده و باید آن را بازیابد . نخستین مسئولیت مصلحان ، بازگرداندن ایمان و اعتقاد این جامعه به "خود" واقعی اش است ؛ یعنی فرهنگ و معنویت اسلامی و این است " فلسفه خودی " . از همین رو بود كه او قهرمانان اسلامی را از لابه لای تاریخ بیرون می كشید و در اشعار ، مقالات و كنفرانس های خود سعی داشت عظمت ها ، فرهنگ ها و لیاقت های این امت را یادآوری كند و او را دوباره به خودش مومن سازد .

دو مورد از نقایص كار اقبال: با فرهنگ اسلامی ، عمیقا آشنا نیست . همچنین برخلاف سید جمال ، چون به خیلی از كشورهای اسلامی سفر نكرده ، در ارزیابی های خود درباره برخی شخصیت های جهان اسلام و حركت های استعماری درجهان اسلام ، دچار اشتباهات فاحش شده است .

سوال دیگری هم مطرح می شود : چرا حركت های اصلاحی مثل جنبش ضداستعماری تنباكو ، انقلاب عراق ، قیام مشروطه ایران و ... در جهان تشیع رخ داد ولی در جهان تسنن ، نه ؟  در پاسخ هم می گوید كه روحانیت سنی ، وابسته به قدرت است و نمی تواند علیه آن قد علم كند و مردم را دنبال خود بكشاند ، ولی روحانیت شیعه  در ذات خود ، نهادی مستقل است كه از نظر روحی به خدا و از نظر اجتماعی به قدرت مردم وابسته است .

 

نهضت اسلامی ایران

مسائل مهم در رابطه با نهضت اسلامی ایران:

الف ) ماهیت نهضت : نهضت اسلامی ایران ، نهضتی است از تیپ نهضت پیامبران ؛ یعنی برخاسته از "خودآگاهی الهی" یا "خداآگاهی" كه ریشه اش در اعماق فطرت بشر است . البته تشخیص ماهیت یك نهضت هم از راه های مختلفی ممكن است : افراد و گروه هایی كه بار نهضت را به دوش می كشند ، علل و ریشه ها  و نیز شعارهای نهضت . ریشه های نهضت را باید در جریان های نیم قرن اخیر كشور از نظر تصادم با روح اسلامی این جامعه باید جستجو كرد . شعارها هم جوشیده از مردم و بدون دیكته از سوی كسی بود . روحانیت آگاه ، شجاع  و مبارز ایران هم هدایت كننده نهضت بود.

ب) هدف نهضت : هر نهضتی اهدافی كلی و اهدافی هم مخصوص به خود(جزئی) دارد كه چهار هدف بنیادین این نهضت عبارت بودند از : بازگشت به اسلام راستین نخستین ، اصلاح اساسی و آشكار (تحول اساسی در اوضاع زندگی خلق خدا) ، امان یافتن مظلومین از ظالمین (اصلاح در روابط اجتماعی انسان ها) و به پا داشته شدن احكام تعطیل شده خدا (تحول ثمربخش در نظامات مدنی و اجتماعی جامعه) .

ج) رهبری  نهضت : علمای اسلامی متخصص در این فرهنگ عظیم ، كه به زمان آگاه و در رهبری این نهضت ، توانا هستند .

د) آفات نهضت :وظیفه رهبری یك نهضت ، آن است كه نفوذ آفت در نهضت را پیشگیری كند و اگر احیانا آفتی نفوذ كرد ، آفت زدایی كند .

 انواع آفت های نهضت عبارتند از :

1) نفوذ اندیشه های بیگانه : از دو طریق ( دشمنان ، دوستان و پیروان ) . مثلا در قرون اولیه اسلام ، مخالفان اسلام ، اندیشه های خود را با مارك تقلبی اسلام ، صادر می كردند ؛ مثل اسرائیلیات ، مجوسیات ، مانویات و ...  .  گاهی هم پیروان خود یك مكتب ، به علت ناآشنایی درست با مكتب ، مجذوب نظرات و اندیشه های بیگانه می شوند و آگاهانه یا نا آگاهانه ، آن نظریات را رنگ مذهب می دهند و عرضه می كنند . باز هم در قرون اولیه اسلام ، مجذوب شدگان به فلسفه یونانی و آداب و رسوم ایرانی و تصوف هندی ، نظریات و اندیشه هایی را به عنوان خدمت  نه به قصد خیانت ، وارد اندیشه های اسلامی  كردند .

2) تجددگرایی افراطی : از یك سو عده ای عوام زده و گذشته گرایند و از سوی دیگر ، عده ای هم متاسفانه سخاوتمندانه از اسلام مایه می گذارند و به جای اسلام ، با اجتهاد موسوم به آزاد ، سلیقه و روح حاكم بر زمان را معیار اسلام قرار می دهند .

3) ناتمام گذاشتن : متاسفانه تاریخ نهضت های اسلامی صد ساله اخیر ، یك نقیصه را در رهبری روحانیت نشان می دهد و آن اینكه روحانیت ، نهضت هایی را كه رهبری كرده ، تا مرحله پیروزی بر خصم ادامه داده و از آن پس ، پی كار خود رفته و نتیجه كار او را دیگران و احیانا دشمن برده است .

4) رخنه فرصت طلبان ، بعد از به بار نشستن درخت نهضت : در تاریخ انقلاب مشروطه هم این گونه شد . سردارملی ها و سالارملی ها و دیگر قهرمانان آزادیخواه ، پرتاب شدند و به فراموشی سپرده شدند و در گمنامی مردند ولی فلان الدوله های مستبد ، به صدارت های عظما رسیدند .

5) ابهام طرح های آینده : روشن نبودن طرح آینده هم  ضایعات اساسی به دنبال می آورد .

6) آفت از نوع معنی : این آفت ، از نوع تغییر جهت دادن و انحراف اندیشه ها و سنت ها ، از مسیر اولیه آن است . { از ضرورت های مقابله با آن ، پاك نگه داشتن نیت ها و اندیشه هاست } .

 

 

برداشت نهایی( با نگاه به هویت ایرانی – اسلامی)

با توجه به مولفه های مختلف هویتی كه ما ایرانیان داریم ( خصوصا" ملیت ایرانی" كه ریشه در تمدن و فرهنگی دیرینه دارد و همچنین تدین به دین مبین "اسلام " ) ، بازگشت به خویشتنی هم كه متفكران چند دهه اخیر ما ؛ خاصه اقبال ، شریعتی ، آل احمد و دیگران از آن سخن گفته اند ، ناظر است به رجوع به سابقه درخشانی كه در طول تاریخ از لحاظ  این مولفه های غنی فرهنگ داشته ایم . اگر ما به خویشتن ریشه دار خود برگردیم ، قادر خواهیم بود سرنوشت امروز و فردای جامعه خود را بهتر رقم بزنیم . بخش اعظمی از علت رخداد نهضت اسلامی ایران ( كه در بهمن ماه 1357 به ثمر نشست ) ، خدشه دار شدن چهره این هویت و خویشتن زیبا و روشن است . مردم مسلمان ایران وقتی كه در مورد هویت اصیل خود ،  به خودآگاهی رسیدند و به تعبیر اقبال ،  " فلسفه خودی " را دریافتند ، توانستند مقابل استبداد داخلی و استعمار خارجی بایستند و خود را اثبات كنند .


نوشته شده در چهارشنبه 11 بهمن 1391ساعت 02:25 ب.ظ توسط علی بخشی| نظرات ()

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin